دربه روي عشق مي بندي چرا؟
باوجود آنكه جانم جان توست
مرگ مان را آرزومندي چرا/
اهل همراهي نبودي آمدي
باز من راازخودم كندي چرا؟
گفته اي ازروستاي شعرهام
قصدداري بار بربندي چرا؟
آخرش هرگز نفهميدم چه ايي
گاه تلخي گاه چون قندي چرا ؟
قبل رفتن پرسشي دارم بگو
ماه پيشاني نمي خندي چرا؟

